تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( علیرضا آذر )
پیچک ( علیرضا آذر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 11 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی

دانلود دکلمه نانحس از اینجا دانلود کنید

علیرضا آذر و میلاد بابایی - نانَحس
منتشر شد...
موزیک و ملودی: میلاد بابایی
تنظیم: علی تیرداد و میلاد بابایی
میکس مستر: علی تیرداد
مدیرتولید: محمدرضا نیکفر
ضبط: استودیو حافظ شرق
با تشکر از: محمد رشیدیان و نیما جعفری عزیز

کی بیشتر از این زندگی خسته است  
کی خسته و کمرنگ و دلگیره

هر کی به امید نبودن موند 
 تو ابتدای جاده میمیره

من می شناسم بوی موهاتو 
 من مسخ این جو گندمی بودم

بازم بگو خانومِ فرمانده  
من قتل عام چندمی بودم؟

چشم و امید من، نبودِ من 
 بودن به سبک آدمی مُرده 

بودن به شکل تو، به شکل من  
سرخوردگی های دو سر خورده
**

وقتی خودت در خود گرفتاری 
هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ
دلخوش نکن، این متن چیزی نیست  
این شعرِ بی تصویر یعنی هیچ

بعد از تو تصویری نمانده تا  
شاعر خیالی نو در اندازد
تنها به فکر مرگ، وامانده است  
تا خون بهایت را بپردازد
بنشین غروبِ شعر از اینجاست  
از کفش های پشتِ در مانده

از مادری هایِ تو با طفلی  
کَز قبلِ بودن بی پدر مانده

سیاره ای خاموش و متروکم  
در من حضوری گنگ مشهود است
این سنگِ سردِ کُنجِ منظومه  
قبلا زمینِ زندگی بوده است
این تکه سنگِ آسمان جُل را  
بردار و ها کن جان نو گیرد
در من دو جرعه زندگی مانده  
آن هم نجنبی زود میمیرد

حالا کجا با این همه تندی؟  
من هر چه کردم با خودم کردم
جانِ علی امروز با من باش 
 بنشین برایت چای دم کردم
می گفتم و می گفتم و گفتم 
نشنیدی و نشنیدم و گم شد
سوزِ دلم در زوزه های شهر 
کُـلــَـت کمی از کُلِ مَردُم شد

من ماندم و تقویمِ تاریکم  
آینده منحوس و تکراری
جسمی گرفتارِ خود آزاری  
در پوششی از دیگر آزاری
تاریخِ از پلکِ تو افتادن  
دست خدا دادم تمامت را
مَن ها تلف کردند عمرت را  
از خود گرفتی انتقامت را

تاریخِ شبها تا ابد رفتن  
تلخابهء تا صبح بیداری
از هر طرف در سینه یِ بن بست 
دوران چِفتِ چار دیواری
دستم به دست دیگرم بود و 
 تنهاتر از مَن ها قَدَم بودم
در فکر تو با ضلعِ سوم شخص  
سرگیجه یِ کُنجِ خودم بودم

باور نمیکردم پس از مُردن  
چَشمم پر از دور و بَرتَ باشد
در خود بخواب و راهیِ خود شو 
 دست خدا زیر سرت باشد

اِبریقِ مستم را شکستی و  
اَبری شدی از مُرده های آب
خیسم شدی از قطره های اشک  
حالی شدم در گوشه محراب
 
ای ابرِ در شلوار کز کرده 
 جا رختیِ خاموشِ بر دیوار
ای ماریای روسی ِدلتنگ  
ای بُهت سنگینِ پس از دیدار
خوابیده ای در آن سر دنیا 
من این سر دنیا پر از دردم
خوفُ و رَجا از خواجه می گیرم  
شیرازِ زخمی را بغل کردم

خون از تن شیراز میریزد  
من مست رُکن آباد و انگورم
حافظ چه خواهد کرد بعد از این 
 فکر درشتی های تیمورم
 با پنجه کاخ از کوه می سازم  
دل داده ام بر هرچه باداباد 
شیرین سَران را دوست تر دارند  
فریاد از این فرهاد کُش فریاد

در ازدحامِ کوچه ی خوشبخت  
می شد فروغت را تحمل کرد
می شد گلستانت شَوَم اما  
پرویز شاپور این وسط گل کرد
در قتل عامی که به پا کردی 
شاید، ولی، اما، اگر مُرده
منصف بمان تو زندگی داری  
ما بین ما کی بیشتر مُرده؟

کی بیشتر از زندگی خسته است  
کی خسته و کمرنگ و دلگیره؟
هر کی به امید نبودن موند  
تو ابتدایِ جاده میمیره
چشم و امیدِ من نبودِ من 
بودن به سبک آدمی مُرده
بودن به شکل تو، به شکل من  
سَرخوردگی هایِ دو سَر خورده

آشوبِ آشوبم از این پاییز  
رَج می زنم تکلیف دنیامو
من سیزده روزه که آبانم  
برگا قلم کردند پاهامو
فالِ مبارک اونورِ میله ست  
یه مرغِ عشقِ عشقِ شیرازم
قرعه به نامِ فالِ بد افتاد  
گفته سرآخر دستو می بازم

تعبیر تلخی داره این خوابا  
من خواب میدیدم عروسیتو
زیرِ لباسِ تورِ ِتنهاییت  
من خواب دیدم دست بوسیتو
رخت و لباسم عین بدبختیم  
فردا هم عین سگ تماشایی
تو خوابِ دیشب خوابِ فردا بود  
دیگه چه رخت و بخت و فردایی

من میشناسم بوی موهاتو  
من مسخِ این جوگندمی بودم
بازم بگو خانمِ فرمانده  
من قتل عامِ چندمی بودم؟
حالا اگه افتادم از اسبم  
مات از رُخت حیرونِ حیرونم
تا آخرین سرباز می جنگم  
من قول دادم مُرده میمونم

من قول دادم تویِ این وحشت  
هم سنگرِ بازَندگی باشم
تو گیر و دارِ دار و درگیری  
روی تمیز زندگی باشم
 دنیای بعدی روبروی تو  
می جنگم و بازم گلاویزم 
ایندفعه جای نور تو رگهام  
از ماده ی تاریک می ریزم

من اهل دنیای پس از اینم  
مرگ اتفاقِ حتمی مَن هاست
این زندگی با مرگ تکمیله  
آدم نَمیره بیشتر تنهاست
من مانده ام در انجمادی تیز 
 گنجشک هایی بر تنم مُردند
صد ها کنیزِ یوغ بر گردن  
در مطبخِ چِشمم زمین خوردند

حالا که من منحوسِ این شعرم  
حالا که تو در من گرفتاری
حالا که لب های سمرقندت  
افتاده توی زیر سیگاری
من هم به تو بخشیدمت ای عشق 
 ته مانده ی بلخ و بخارا را
از کوه های تو گرفته تا 
آیینه ی مخدوشِ دریا را

عقلم به من، قلبم گرفتارِ 
 تاریخِ روز آشنایی بود
همیشه در من بین عقل و قلب  
انگیزه ی زور آزمایی بود
نحسی از آن جا اتفاق افتاد 
که زاده یِ روزِ بدی بودم
در زیر و روی نبضِ بودن ها
 من خطِ صافِ ممتدی بودم

اما تو نانحسِ جهان بودی  
با تو مبارک بود حتی مرگ
با تو در این سیرِ سقوطِ سخت  
ترسی نمی افزود حتی مرگ
با تو تمامِ قرعه ها خوبند 
 با تو عزیزِ مرغِ آمینم
از چشم تو دنیای تُنگم را  
همسنگِ اقیانوس می بینم

وقتی که قلب زندگی با من  
در خون نشست و غم دهن وا کرد
چشمانمان در هم گره خورد و 
آیینه را آیینه پیدا کرد
یک در کنار پنجره رویید  
زین پس جهان در خانه جا میشد
یا پنجره میرفت سمتِ مرگ  
یا در به روی مرگ وا میشد

از چاله بیرون میزدم تا چاه  
راهِ فرار از خویشتن باشد
ای تف به هرچه دل  
همان بهتر آدم فقط چشم و دهن باشد
بازم دوباره چِشممو بستم  
من خواب میبینم تو رو با اون
دارین قدم هاتونو میشمارین 
 من پشتتون وِیلون و سرگردون

تنهایی یه حَرفِ برای تو 
 اما واسه من کُل دنیامه
تو بال وا کردی از این برزخ  
من روزگارم دورِ پاهامه
دیوونه میشم از شبِ زندون  
از هر طرف دیوار و دیواره
یه معجزه میخوام دنیامو  
از پشت و روی آینه برداره

یه معجزه میخوام بعد از این  
مالِ خودم باشه جهانِ من
این دفعه تو مهمون این بزمی  
با من بنوش از استکان من

یه جرعه از این شوکران بسه  
تا مست دنیای خودت باشی
توو زحمتِ وابستگی هامون  
خانوم و آقای خودت باشی

تو رفتی از آغوشِ این کوچه  
تا رهسپارِ شعرِ فرداشی 
من که نرفتم تا که برگردم 
پشت سرِ کی آب میپاشی 
تن خسته و دلگیر و رنجورم  
راه زیادی باز در پیشه
خسته نمیشم از شب و روزم  
این روز و شب بازم عوض میشه

تاریخِ ما تاریخِ لیلی هاست 
تاریخِ مجنون های ولگرده
چشماتو وا کن تا ببینی باز  
دنیا با دنیامون چیا کرده
توو قلبِ من جای خیانت کو؟  
توو قلبِ تو هرچی که باید مُرد
من خواب دیدم توی این خونه  
سقف بلندمون ترک می خورد

ای مُردِشور نسخه پیچی ها  
لعنت به قرصای فراموشی
اسم همه جز اسم تو اینجاست  
لعنت به لیست تویِ هر گوشی
از سادگی خسته م نمی فهمی؟  
خطی بکش توو دفترِ دنیا
دنیا تو رو رنجوند و راهی کرد  
ای خاکِ عالم توو سرِ دنیا

باید سکوتی تازه تر باشم  
چیزی برای حرف بودن نیست
یک شهر واژه پشتِ در مُرده  
میلی برای در گشودن نیست
هر آنچه باید از تو می گفتم  
گفتم، نوشتم، بُت تراشیدم
هر دختری از خانه ای می رفت  
پشت قدمهاش آب پاشیدم

این ها که گفتم از سکوت است و  
حرف نگاهم روی کاغذ ریخت
در چشم هایم سوز می رفت و  
از گونه ها قندیل می آویخت
چیزی نخواهم گفت باور کن  
گاهی سکوت، آیینه یِ داد است
روزی مرا خواهی شنید از دور  
بغض ابتدایِ تُردِ فریاد است


علیرضا آذر

نا نحس

 

دانلود دکلمه نانحس از اینجا دانلود کنید



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : دکلمه نا نحسن علیرضا آذر, | بازديد : 1205

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 اسفند 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

آلبوم مستند میلاد بابایی 

خرید اینترنتی رادیو پدیده  اینجا کلیک کنید 

 

لینک خرید

http://www.radiopadide.com/Album/Milad-Babei-Mostanad


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : | بازديد : 1267

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1394 توسط سید مجتبی محمدی

ترانه : علیرضا آذر 
 ملودی : میلاد بابایی 
 تنظیم : فرزان ماهان 
 میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
تهیه کننده : محمدرضا نیکفر

 

 آشوب 

خیلی وقتا توو دلم آشوب
خیلی وقته من همش غمگینم

توی این شبا هوا سنگینه
تا خود صبح خواب بد می بینم

چرخ زندگی به کام ما نگشت
هر دومون غم زده ی یه ماتمیم

ما جوونی همو سوزوندیم
ما یه عمریه بدهکار همیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

*
تو تظاهر غرور صخره و من
حکایت جهان شیشه ای

من توو فکر رقص نور و آینه م
تو به فکر ضربه ی همیشه ای

من از این سر تو از اون سر
هردو مون نگران یک ریشه ایم

هفته ها پشت سر هم اومدنو
ما در گیر زخمای همیشه ایم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

 

 

 علیرضا آذر 

 

 

ترانه : علیرضا آذر 
 ملودی : میلاد بابایی 
 تنظیم : فرزان ماهان 
 میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
تهیه کننده : محمدرضا نیکفر

 

برای شنیدن و دانلود صوتی ترانه  اینجا کلیک کنید 

برای دیدن کلیپ ترانه آشوب به ادامه مطلب بروید..▼

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : ترانه : آشوب محمد اصفهانی, | بازديد : 1159

نوشته شده در تاريخ جمعه 25 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

 
دنیای دیگه
 
بیا و دست از سرِ دیروز بردار
جهان آبستنِ فردای دیگه‌ست
 
به آب و دونه‌ها دلخوش نباشیم
که بعد از این قفس دنیای دیگه‌ست
 
حضور روشنِ عشقو نگاه کن
بشین و زیر و رو کن زندگی‌تو
 
تو خوب و روبه‌راه و دلنشین باش
به جونِ من بریز افسردگی‌تو
 
همیشه چشم به راهِ آسمون باش
تو هم با بوی بارون مست می‌‌شی
 
یه روزی می‌رسه با گریه‌ی شوق
تو هم با آسمون همدست می‌شی
 
یه کاری کن جهان با تو بخنده
تو چشمات وسعتِ غم جا نگیره
 
یه کاری کن سرابِ خوش خط و خال
یه روزی لهجه‌ی دریا نگیره
 
یه روزی می‌رسه از تَن رها شی
پَر و بالو سبک‌تر می‌کنی باز
 
قفس‌ها رو به دستِ باد می‌دی
کبوترها رو باور می‌کنی باز
 
 
ترانه سرا علیرضا آذر
 

 

نام ترانه :دنیای دیگه
خواننده :امیر تاجیک 
ترانه سرا :علیرضا آذر
آهنگساز : میلاد بابایی
ارائه شده از کمپانی مزو

ترانه ی دنیای دیگه خواننده امیر تاجیک ، ترانه سرا علیرضا آذر

 

دیدن نماهنگ دنیای دیگه در ادامه مطلب          

برای شنیدن و  دانلود ترانه لطفا اینجا کلیک کنید

 
 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 
حال و روزم خوبه تو نگاهم غم نیست
به خودت دلگرمم اگه دشمن کم نیست

حال و روزم خوبه تو منو می فهمی 
تو نجاتم میدی از تب بی رحمی

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم رو کن من بهت مدیونم

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم  رو پام  من بهت مدیونم

تو شب تاریکو تو تب تنهایی 
من پر از دیروزم تو پر از فردایی

تو نجاتم میدی از سکوتت پیداست
بوی بارون میدی تو نگاهت دریاست

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم رو پام من بهت مدیونم

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم رو پام من بهت مدیونم


علیرضا آذر

 


میلاد بابایی - حال و روزم خوبه
ترانه: علیرضا آذر
ملودی: میلاد بابایی
تنظیم: ایمان تیموریان
گیتار الکتریک: مهرداد معافی
مدیر تولید: محمدرضا نیکفر

 

شنیدن و دانلود ترانه لطفا اینجا کلیک کنید 

دیدن نماهنگ ترانه ی "حال روزم خوبه "در ادامه مطلب 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 آذر 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

اگه جاده ها بگن

عاشقی کن عشقه من عاشقی کار منه
که یه عمره عکستو روی دیوار منه

گله من خوش اومدی دله من خونه ی توست
حتی قلبه سنگیه خونه دیوونه ی توست

گله من خوش اومدی قدمت روی  چشم
ناز چشمای ترا  بی بهونه میکشم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

پاشو دلگرمم کن پرم از بودن کن
ماهه من شو خوب من، شبمو روشن کن

زندگی خوب و بده مرد هر خوبو بدیم
بدو خوب قصه ی زندگی رو بلدیم

دست تو دست من بذار کوهو از جا بکنیم 
پا به پای من بیا به سیمه آخر بزنیم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

 

   علیرضا آذر


خواننده: محمد رشیدیان  
ترانه سرا: علیرضا آذر
ملودی: میلاد بابایی
تنظیم: امیر ارشیا
میکس مسترینگ: حمیدرضا مردای
گیتار: فیروز ویسانلو
ویولون: عمادرضا نکوئی
فلوت: ناصر پورحسینی
مدیر تولید: محمدرضا نیکفر

برای شنیدن و دانلود ترانه لطفا اینجا کلیک کنید 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ شنبه 23 آبان 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

یه چیزی تو نگاهت بود نمیشد رو بگردونم
 یکی از ما زبونم لال ...........................
*
شروعه قصه یادم نیست چجوری شد نفهمیدم
یهو دیدم که از موهات گلایه اطلسی چیدم

شروع قصه یادم نیست بلا از آسمون اومد
نگام کردیو بعد از تو جنون پشته جنون اومد

یه چیزی تو نگاهت بود نمیشد رو بگردونم
یکی از ما زبونم لال نه میتونی نه میتونم

یکی از ما زبونم لال اگه تنهایی برگرده
دوتاییمون هدر میشیم جهان بدجور نامرده
*
تو جذابیته شعری نباشی شعر میمیره
تمومه جمله ها میرن دله خودکار میگیره

مدار دستهای تو رو آغوشم اثر کرده
تو مغناطیسه دنیامی دلم دوره تو میگرده

یه چیزی تو نگاهت بودنمیشد رو بگردونم
یکی از ما زبونم لال نه میتونی نه میتونم

یکی از ما زبونم لال اگه تنهایی برگرده
دوتاییمون هدر میشیم جهان بدجور نامرده

 

علیرضا آذر


میــلاد بـابــایی - زبــونم لـال
ترانه: علیـــرضا آذر
ملــودی: میــلاد بـابـایی
تنظیـم و میـکس مسـترینگ: علی تیــرداد
مدیر تولیـد: محمدرضـا نیـکفر
کاور: دنیـز فـتوگـرافی

 

 

برای شنیدن و دانلود ترانه اینجا کلیک کنید

 دیدن نماهنگ این ترانه در ادامه مطلب 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 آبان 1394 توسط سید مجتبی محمدی

اثر انگشت 
شعر و دکلمه : علیرضا آذر
موزیک : میلاد بابایی
تنظیم : میلاد بابایی علی تیرداد
مدیر تولید : محمد رضا نیکفر
با سپاس از استاد محسن صمدی
طراح کاور : سیروان مهدوی
استودیو حافظ شرق

 

دکلمه اثر انگشت : بشنوید و دانلود کنید

 

روز میلاد من است آمده ام دست کشم
به سرو گوش عرق کرده ی دنیای خودم

قول دادم که در این شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم
*
رد انگشت تو بر سینه ی سیب ست هنوز
من غلط کرده_و مغضوب خداوند شدم

بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و جای کمربند شدم

شک نکن بی من از این ورطه گذر خواهی کرد
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که ازمنطق_و دستور حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن

باز با این همه هروقت غمی شیهه کشید
من همین نبش چنار و چمنم فکر نکن
*
قول دادم که در اندیشه خود حبس شوم
دل به بالا و بلندای خیالی ندهم

دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس
به تن هیچ  عقابی پرو بالی ندهم

تو که رفتی پی تا بو تپش رود برو
به قدمهای اسیر لجنم فکر نکن

من به دستان خودم گور خودم را کنده ام
به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم تو به ممکن شدنم فکر نکن
و به آلودگی پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی امو دست کج و تند زبان
به سرو صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزل منقل تبر آوردی باز
هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بخت نامرد بزن بد به دلت راه نده
به غم انگیزی فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکش شاخه بریز
به غم جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی من ازاین ورطه گذر خواهی کرد
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که ازمنطق_و دستور حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن

باز با این همه هروقت غمی شیهه کشید
من همین نبش چنارو چمنم فکر نکن

یا که خاکی به سر آیینه ی بکر کنید
یا از این جا به غبار سخنم فکر کنید

شانه بر شانه ی هم پشت به هم ساییدند
خرده شن ها صف و صف پشت هم انبوه شدند

مثل واگیرترین حادثه دورم کردند
قطعه های بدنم بافتی از کوه شدند

قد کشیدم سر دوشم به لب ابر رسید
سر برآوردم و دیدم که چقدر الوندم

عهد کردم که اگر پای کسی فتحم کرد
قامتش را سر سبابه ی خود می بندم

عهد کردم که اگر دست کسی لمسم کرد
کولی دشت شوم معرکه آغاز کنم

در دلم آهن تف دیده ی بسیاری هست
وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم

آنچنان مست کنم روح بچرخد در من
آنچنان نعره زنم سقف زمین چاک شود

آنچنان شانه به لرزانم و هی هی بکنم
که برای همه دشت خطرناک شود

این تهوع که مرا هست تو را خواهد کشت
آنچه من خورده ام از حد خودم بیشتر است

می رود بمب دلم فاجعه آغاز کند
هر کسی دورتر است عاقبت اندیش تر است

ناگهان شد که زمین نبض جنونش زدو بعد
خونم از حلق بجوش آمدو نابود شدم

در جهانی که پر از فرضیه های شدن است
واقعا سوختم و باختم و دود شدم

آن که جان کندو خطر کردو به بالا نرسید
آن که دائم هوس سوختن ما میکرد

آنکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید
کاش می آمدو از دور تماشا میکرد

زیر خاکسترم انگار دری باز شدو
ساقه ی سیب شدم حسرت حوا برخاست

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
گرد و خاک از لبه ی عقد ثریا برخاست

شاخه در شاخه فریبم سبدی سیب به چین
دامنی از تب گندم ببرو نانش کن

با سکوتی که تو داری سر زا میمیری
بغض اندوخته را لو بده عصیانش کن

شاخه هایم هوس پنجه ی چیدن دارند
من درختم تو به اندازه ی من انسانی

من اسیرم تو برو شاخ زمین را بشکن
گور بابای سرو این همه سرگردانی

منطق جاذبه در فلسفه اش پنهان بود
تا که تقدیر به دستان من افتاد از دست

جذبه ی ذهن زمین زیر معما میماند
پاسخ از دامن من بود اگر کشفی هست

میوه از دامن من بود اگر روز هبوط
آدم از وسوسه افتاد زمین انسان شد

اه اگر سیب نبود عشق چه باید میکرد
من رسیدم که دل از بند دل آویزان شد

رد انگشت تو بر سینه ی سیب ست هنوز
من غلط کرده_و مغضوب خداوند شدم

بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و جای کمربند شدم

رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم
شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد

موج کف کرده و طوفانی و بی ماه و نگاه
دل به این ورطه تاریک سپردن دارد

رد انگشت تو بر گودی فنجان من است
از کجا دست به آینده ی فالم بردی

همه دیدند که یک سیب معلق دارم
لعنتی پیش خودم زیر سوالم بردی

رد انگشت تو بر پیرهن پاره ی من
بر تنم جز اثر مرگ مگر چیزی هست

در لباسی که از این معرکه ها میگذرد
سایه ی بی سرو پایی ست اگر چیزی هست

رد انگشت تو بر حلق منو حلق خودت
هر دوتامان سر کیفیم که مرگ آمده است

کفن گرم به تن کن که در این قبر غریب
پیش پای من و تو باز تگرگ آمده است

پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم
رو به رو بودن با عشق جگر میخواهد

این قمار عاقبتش جان مرا می بازد
با تو سرشاخ شدن دست قدر میخواهد

زنده ام هر چه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری

زخم ازاین تیغ و تبر تا که بخواهی خورده ام
عشق من اره ی تن تیز تری هم داری

تند و کندی همه ی مسئله این است فقط
خنجرت کند و عجولی که رگی باز کنی

مثل پایان غم انگیزترین کرم جهان
سعی داری که پس از مرگ خود اغاز کنی

مثل گاوی که زمین خورد خودم را خوردم
تو در اندیشه آن پیله به خود چسبیدی

قصه از کوه به این گاو رسیده تو بگو
غیر پروانه شدن خواب چه چیزی دیدی

پای در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد
قد پاهای خودت کفش به پا کن گل من

فکر هم زیستی با من بیگانه نباش
جا برای خود من باز نکرد آغل من

نره گاوی که در اندیشه ی نشخوار خود است
پای بشقاب هزاران زن هندو خوابید

گاو کف کرده_و خرناس کش قصه شدم
تا دهان و شکمی هست مرا در یابید

شقه هایم سر میخ است به آتش بکشید
زیر خاکستر این شعر کبابش بکنید

این بتی را که به دستان خودم ساخته ام
مفصل از هم به درآرید و خرابش بکنید

زیر خاکستر این شعر کبابم بکنید
مابقی را بگذارید که سگها ببرند

مردهایی که به دل  حسرت دختر دارند
شاخ ها را بفروشند و عروسک بخرند

نره گاوی که منم پای خودم مسلخ من
گوشه ی لیز همین ذهن زمین خواهم خورد

ترسم این است اگر جبر به ماندن باشد
مرگ بی حوصله از یاد مرا خواهد برد

ترسم این بود همان بر سر شعرم آمد
سینه ی کوه و تن باغ خیابان شده بود

کوه و حیوان و درختان همه خاموش شدند
وقت سوسو زدن حضرت انسان شده بود

قدسیان بر سر هم صحبتی ام چانه زدند
بوسه بر قامت این نوبر بیگانه زده اند

ریسه از تاک کشیدند و به کاشانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
گم شدم پرت شدم تار تنیدم به سکوت

تشنه کف کرده_و تف دیده در عمق برهوت
ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت

ساکنان حرم سترو عفاف ملکوت
با من راه نشین باده ی مستانه زدند

من بد آورده دنیای پر از بیم و امید
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید

سیب ممنوعه به چنگ آمد و دستانت چید
آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه ی کار به نام منه دیووانه زدند
وقت لب بستن خود هم همه را عذر بنه

سگ که با گرگ بجوشد رمه را عذر بده
حق و ناحق شدن محکمه را عذر بنه

جنگ هفتاد و دو  ملت  همه را عذر بنه
چون ندیده اند حقیقت ره افسانه زدند

آخ اگر زودتر از من به زمین می افتاد
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد

دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
شکر آنرا که میان من او صلح افتاد

حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
گرچه خوب است که با شعله بپیوندد شمع

بی حضور نفس نور نمی گندد شمع
پای دل را به دلی سوخته می بندد شمع

آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

من سوالم پر پرسیدن و بی هیچ جواب
مرده شور شب و روز من و این حال خراب

دل به دریاچه ی حافظ زدم از ترس سراب
کس چو حافظ  نکشید از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
مثل من چشم به قلاب جهانت داری

ماهی کوچک گندیده دریاچه ی شور
مثل من منتظر تلخ ترین ثانیه ای

جغد ویرانه نشین بوف زمین خورده ی کور
گرچه دستان تو سیب از وسط خاطره چید

گرچه از خون خودم خوردی و فتحم کردی
شانه بر شاخ کشیدی و شکستم دادی

هر بلایی که دلت خواست سرم آوردی
گرچه داغم زده ای باز زنیت داری

پرچم عشق همین گوشه ی پیراهن توست
من که آبستن دنیای پر از تشویشم
*
خوش به حال تو که آسودگی آبستن توست
♪♪♪♪♪♪


علیرضا آذر

 

دکلمه آثر انگشت ،علیرضا آذر


اثر انگشت 
شعر و دکلمه : علیرضا آذر
موزیک : میلاد بابایی
تنظیم : میلاد بابایی علی تیرداد
مدیر تولید : محمد رضا نیکفر
با سپاس از استاد محسن صمدی
طراح کاور : سیروان مهدوی
استودیو حافظ شرق

دکلمه اثر انگشت : بشنوید و دانلود کنید

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : دکلمه : اثر انگشت ،علیرضا آذر, | بازديد : 1320