تبلیغات اینترنتیclose
ترانه : امیر القشون : علی نارین
پیچک ( علیرضا آذر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 مرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی

قسمتهایی از شعر بلند مدار مربع 
امیر القشون  
خواننده علی نارین 


فال من را بگیر و جانم را
من از این حالِ بی کسی سیرم

دستِ فردای قصه را رو کن
روشنم کن چگونه می میرم

حافظ از جام عشق خون می خورد
من هم از جام شوکران خوردم

او جهاندارِ مست ها می شد
من جهان را به دوش می بردم

مست و لایعقل،از جهان بیزار
جامی از عشق و خون به دستانم

او خداوند می پرستان شد
من امیر القشون مستانم

*

من فقط خواب عشق را دیدم
حس سرخورده ای که نفرین شد

هر کسی تا رسید چیزی گفت
هر پدر مُرده ابن سیرین شد
*
من به رفتار عشق مشکوکم
مضربی از نیاز در ناز است

در نگاهش دو شاهِ تاتاری
پشتِ پلکش هزار سرباز است
*

مردِ از خود گذشته ای هستم
پایِ ناچارِ مانده در راهم

هم نمی دانم آنچه می خواهی
هم نمی دانم آنچه می خواهم

*

مست و لایعقل،از جهان بیزار
جامی از عشق و خون به دستانم

او خداوند می پرستان شد
من امیر القشون مستانم

*

به وجود آمدم که داغت را
پشتِ دستان خود نگه دارم

مثل دنیای بعد از اسکندر
تختِ جمشیدِ بعد از آوارم

*

مست و لایعقل،از جهان بیزار
جامی از عشق و خون به دستانم

او خداوند می پرستان شد
من امیر القشون مستانم

 


علیرضا آذر

 

شنیدن این ترانه زیبا در ادامه مطلب


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : ترانه : امیر القشون : علی نارین, | بازديد : 1514

صفحه قبل 1 صفحه بعد