تبلیغات اینترنتیclose
ترانه: بن بست (میلاد بابایی)
پیچک ( علیرضا آذر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی

 

 بن بست میلاد بابایی

 

ستاره زمین خورد و غم پا گرفت
عطش دست دریا رو بالا گرفت

عطش تو هوای جنون پر کشید
خدا عشق و خون و برابر کشید

یکی مرد میدون شد و نور شد
یکی از کریم و کرم دور شد

یکی آخرش سر به نی ها گذاشت
یکی گم شدو عشق و تنها گذاشت

بگو این سفر آخرش عشق بود
زمین سمت سنگین ترش عشق بود

بگو قصه با غصه همدست نیس
مسیری که رفتیم بن بست نیس

بگو این سفر آخرش عشق بود
زمین سمت سنگین ترش عشق بود

بگو قصه با غصه همدست نیس
مسیری که رفتیم بن بست نیس

*
بگو از شب غربت و خون بگو
بگو از غم و قحط بارون بگو

بگو آسمون مهربونی نکرد
زمین مردو پادرمیونی نکرد

بگو این سفر آخرش عشق بود
زمین سمت سنگین ترش عشق بود

بگو قصه با غصه همدست نیس
مسیری که رفتیم بن بست نیس

بگو این سفر آخرش عشق بود
زمین سمت سنگین ترش عشق بود

بگو قصه با غصه همدست نیس
مسیری که رفتیم بن بست نیس

 

 

علیرضا آذر

خواننده میلاد بابایی

شنیدن این ترانه در ادامه مطلب


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : ترانه: بن بست (میلاد بابایی), | بازديد : 1850

صفحه قبل 1 صفحه بعد