تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( علیرضا آذر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 اسفند 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

آلبوم مستند میلاد بابایی 

خرید اینترنتی رادیو پدیده  اینجا کلیک کنید 

 

لینک خرید

http://www.radiopadide.com/Album/Milad-Babei-Mostanad


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : | بازديد : 1267

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1394 توسط سید مجتبی محمدی

ترانه : علیرضا آذر 
 ملودی : میلاد بابایی 
 تنظیم : فرزان ماهان 
 میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
تهیه کننده : محمدرضا نیکفر

 

 آشوب 

خیلی وقتا توو دلم آشوب
خیلی وقته من همش غمگینم

توی این شبا هوا سنگینه
تا خود صبح خواب بد می بینم

چرخ زندگی به کام ما نگشت
هر دومون غم زده ی یه ماتمیم

ما جوونی همو سوزوندیم
ما یه عمریه بدهکار همیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

*
تو تظاهر غرور صخره و من
حکایت جهان شیشه ای

من توو فکر رقص نور و آینه م
تو به فکر ضربه ی همیشه ای

من از این سر تو از اون سر
هردو مون نگران یک ریشه ایم

هفته ها پشت سر هم اومدنو
ما در گیر زخمای همیشه ایم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

 

 

 علیرضا آذر 

 

 

ترانه : علیرضا آذر 
 ملودی : میلاد بابایی 
 تنظیم : فرزان ماهان 
 میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
تهیه کننده : محمدرضا نیکفر

 

برای شنیدن و دانلود صوتی ترانه  اینجا کلیک کنید 

برای دیدن کلیپ ترانه آشوب به ادامه مطلب بروید..▼

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : ترانه : آشوب محمد اصفهانی, | بازديد : 1159

نوشته شده در تاريخ جمعه 25 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

 
دنیای دیگه
 
بیا و دست از سرِ دیروز بردار
جهان آبستنِ فردای دیگه‌ست
 
به آب و دونه‌ها دلخوش نباشیم
که بعد از این قفس دنیای دیگه‌ست
 
حضور روشنِ عشقو نگاه کن
بشین و زیر و رو کن زندگی‌تو
 
تو خوب و روبه‌راه و دلنشین باش
به جونِ من بریز افسردگی‌تو
 
همیشه چشم به راهِ آسمون باش
تو هم با بوی بارون مست می‌‌شی
 
یه روزی می‌رسه با گریه‌ی شوق
تو هم با آسمون همدست می‌شی
 
یه کاری کن جهان با تو بخنده
تو چشمات وسعتِ غم جا نگیره
 
یه کاری کن سرابِ خوش خط و خال
یه روزی لهجه‌ی دریا نگیره
 
یه روزی می‌رسه از تَن رها شی
پَر و بالو سبک‌تر می‌کنی باز
 
قفس‌ها رو به دستِ باد می‌دی
کبوترها رو باور می‌کنی باز
 
 
ترانه سرا علیرضا آذر
 

 

نام ترانه :دنیای دیگه
خواننده :امیر تاجیک 
ترانه سرا :علیرضا آذر
آهنگساز : میلاد بابایی
ارائه شده از کمپانی مزو

ترانه ی دنیای دیگه خواننده امیر تاجیک ، ترانه سرا علیرضا آذر

 

دیدن نماهنگ دنیای دیگه در ادامه مطلب          

برای شنیدن و  دانلود ترانه لطفا اینجا کلیک کنید

 
 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 دی 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 
حال و روزم خوبه تو نگاهم غم نیست
به خودت دلگرمم اگه دشمن کم نیست

حال و روزم خوبه تو منو می فهمی 
تو نجاتم میدی از تب بی رحمی

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم رو کن من بهت مدیونم

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم  رو پام  من بهت مدیونم

تو شب تاریکو تو تب تنهایی 
من پر از دیروزم تو پر از فردایی

تو نجاتم میدی از سکوتت پیداست
بوی بارون میدی تو نگاهت دریاست

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم رو پام من بهت مدیونم

حال و روزم خوبه یه کمی ویرونم
اما بازم رو پام من بهت مدیونم


علیرضا آذر

 


میلاد بابایی - حال و روزم خوبه
ترانه: علیرضا آذر
ملودی: میلاد بابایی
تنظیم: ایمان تیموریان
گیتار الکتریک: مهرداد معافی
مدیر تولید: محمدرضا نیکفر

 

شنیدن و دانلود ترانه لطفا اینجا کلیک کنید 

دیدن نماهنگ ترانه ی "حال روزم خوبه "در ادامه مطلب 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 آذر 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

اگه جاده ها بگن

عاشقی کن عشقه من عاشقی کار منه
که یه عمره عکستو روی دیوار منه

گله من خوش اومدی دله من خونه ی توست
حتی قلبه سنگیه خونه دیوونه ی توست

گله من خوش اومدی قدمت روی  چشم
ناز چشمای ترا  بی بهونه میکشم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

پاشو دلگرمم کن پرم از بودن کن
ماهه من شو خوب من، شبمو روشن کن

زندگی خوب و بده مرد هر خوبو بدیم
بدو خوب قصه ی زندگی رو بلدیم

دست تو دست من بذار کوهو از جا بکنیم 
پا به پای من بیا به سیمه آخر بزنیم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

اگه جاده ها بگن ما به هم نمیرسیم
پا به پای  من بیا ما به خونه میرسیم

 

   علیرضا آذر


خواننده: محمد رشیدیان  
ترانه سرا: علیرضا آذر
ملودی: میلاد بابایی
تنظیم: امیر ارشیا
میکس مسترینگ: حمیدرضا مردای
گیتار: فیروز ویسانلو
ویولون: عمادرضا نکوئی
فلوت: ناصر پورحسینی
مدیر تولید: محمدرضا نیکفر

برای شنیدن و دانلود ترانه لطفا اینجا کلیک کنید 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ شنبه 23 آبان 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

 

یه چیزی تو نگاهت بود نمیشد رو بگردونم
 یکی از ما زبونم لال ...........................
*
شروعه قصه یادم نیست چجوری شد نفهمیدم
یهو دیدم که از موهات گلایه اطلسی چیدم

شروع قصه یادم نیست بلا از آسمون اومد
نگام کردیو بعد از تو جنون پشته جنون اومد

یه چیزی تو نگاهت بود نمیشد رو بگردونم
یکی از ما زبونم لال نه میتونی نه میتونم

یکی از ما زبونم لال اگه تنهایی برگرده
دوتاییمون هدر میشیم جهان بدجور نامرده
*
تو جذابیته شعری نباشی شعر میمیره
تمومه جمله ها میرن دله خودکار میگیره

مدار دستهای تو رو آغوشم اثر کرده
تو مغناطیسه دنیامی دلم دوره تو میگرده

یه چیزی تو نگاهت بودنمیشد رو بگردونم
یکی از ما زبونم لال نه میتونی نه میتونم

یکی از ما زبونم لال اگه تنهایی برگرده
دوتاییمون هدر میشیم جهان بدجور نامرده

 

علیرضا آذر


میــلاد بـابــایی - زبــونم لـال
ترانه: علیـــرضا آذر
ملــودی: میــلاد بـابـایی
تنظیـم و میـکس مسـترینگ: علی تیــرداد
مدیر تولیـد: محمدرضـا نیـکفر
کاور: دنیـز فـتوگـرافی

 

 

برای شنیدن و دانلود ترانه اینجا کلیک کنید

 دیدن نماهنگ این ترانه در ادامه مطلب 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 آبان 1394 توسط سید مجتبی محمدی

اثر انگشت 
شعر و دکلمه : علیرضا آذر
موزیک : میلاد بابایی
تنظیم : میلاد بابایی علی تیرداد
مدیر تولید : محمد رضا نیکفر
با سپاس از استاد محسن صمدی
طراح کاور : سیروان مهدوی
استودیو حافظ شرق

 

دکلمه اثر انگشت : بشنوید و دانلود کنید

 

روز میلاد من است آمده ام دست کشم
به سرو گوش عرق کرده ی دنیای خودم

قول دادم که در این شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم
*
رد انگشت تو بر سینه ی سیب ست هنوز
من غلط کرده_و مغضوب خداوند شدم

بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و جای کمربند شدم

شک نکن بی من از این ورطه گذر خواهی کرد
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که ازمنطق_و دستور حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن

باز با این همه هروقت غمی شیهه کشید
من همین نبش چنار و چمنم فکر نکن
*
قول دادم که در اندیشه خود حبس شوم
دل به بالا و بلندای خیالی ندهم

دوست دارم که خودم پشت خودم باشم و بس
به تن هیچ  عقابی پرو بالی ندهم

تو که رفتی پی تا بو تپش رود برو
به قدمهای اسیر لجنم فکر نکن

من به دستان خودم گور خودم را کنده ام
به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن

من محالم تو به ممکن شدنم فکر نکن
و به آلودگی پیرهنم فکر نکن

گرچه رو زخمی امو دست کج و تند زبان
به سرو صورت و دست و دهنم فکر نکن

تو که از منزل منقل تبر آوردی باز
هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن

بخت نامرد بزن بد به دلت راه نده
به غم انگیزی فرزند و زنم فکر نکن

نفسی تازه کن و اره بکش شاخه بریز
به غم جوجه کلاغی که منم فکر نکن

شک نکن بی من ازاین ورطه گذر خواهی کرد
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن

من که ازمنطق_و دستور حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن

باز با این همه هروقت غمی شیهه کشید
من همین نبش چنارو چمنم فکر نکن

یا که خاکی به سر آیینه ی بکر کنید
یا از این جا به غبار سخنم فکر کنید

شانه بر شانه ی هم پشت به هم ساییدند
خرده شن ها صف و صف پشت هم انبوه شدند

مثل واگیرترین حادثه دورم کردند
قطعه های بدنم بافتی از کوه شدند

قد کشیدم سر دوشم به لب ابر رسید
سر برآوردم و دیدم که چقدر الوندم

عهد کردم که اگر پای کسی فتحم کرد
قامتش را سر سبابه ی خود می بندم

عهد کردم که اگر دست کسی لمسم کرد
کولی دشت شوم معرکه آغاز کنم

در دلم آهن تف دیده ی بسیاری هست
وای از آن دم که بخواهم دهنی باز کنم

آنچنان مست کنم روح بچرخد در من
آنچنان نعره زنم سقف زمین چاک شود

آنچنان شانه به لرزانم و هی هی بکنم
که برای همه دشت خطرناک شود

این تهوع که مرا هست تو را خواهد کشت
آنچه من خورده ام از حد خودم بیشتر است

می رود بمب دلم فاجعه آغاز کند
هر کسی دورتر است عاقبت اندیش تر است

ناگهان شد که زمین نبض جنونش زدو بعد
خونم از حلق بجوش آمدو نابود شدم

در جهانی که پر از فرضیه های شدن است
واقعا سوختم و باختم و دود شدم

آن که جان کندو خطر کردو به بالا نرسید
آن که دائم هوس سوختن ما میکرد

آنکه از هیچ نگاهی به تماشا نرسید
کاش می آمدو از دور تماشا میکرد

زیر خاکسترم انگار دری باز شدو
ساقه ی سیب شدم حسرت حوا برخاست

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
گرد و خاک از لبه ی عقد ثریا برخاست

شاخه در شاخه فریبم سبدی سیب به چین
دامنی از تب گندم ببرو نانش کن

با سکوتی که تو داری سر زا میمیری
بغض اندوخته را لو بده عصیانش کن

شاخه هایم هوس پنجه ی چیدن دارند
من درختم تو به اندازه ی من انسانی

من اسیرم تو برو شاخ زمین را بشکن
گور بابای سرو این همه سرگردانی

منطق جاذبه در فلسفه اش پنهان بود
تا که تقدیر به دستان من افتاد از دست

جذبه ی ذهن زمین زیر معما میماند
پاسخ از دامن من بود اگر کشفی هست

میوه از دامن من بود اگر روز هبوط
آدم از وسوسه افتاد زمین انسان شد

اه اگر سیب نبود عشق چه باید میکرد
من رسیدم که دل از بند دل آویزان شد

رد انگشت تو بر سینه ی سیب ست هنوز
من غلط کرده_و مغضوب خداوند شدم

بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و جای کمربند شدم

رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم
شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد

موج کف کرده و طوفانی و بی ماه و نگاه
دل به این ورطه تاریک سپردن دارد

رد انگشت تو بر گودی فنجان من است
از کجا دست به آینده ی فالم بردی

همه دیدند که یک سیب معلق دارم
لعنتی پیش خودم زیر سوالم بردی

رد انگشت تو بر پیرهن پاره ی من
بر تنم جز اثر مرگ مگر چیزی هست

در لباسی که از این معرکه ها میگذرد
سایه ی بی سرو پایی ست اگر چیزی هست

رد انگشت تو بر حلق منو حلق خودت
هر دوتامان سر کیفیم که مرگ آمده است

کفن گرم به تن کن که در این قبر غریب
پیش پای من و تو باز تگرگ آمده است

پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم
رو به رو بودن با عشق جگر میخواهد

این قمار عاقبتش جان مرا می بازد
با تو سرشاخ شدن دست قدر میخواهد

زنده ام هر چه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری

زخم ازاین تیغ و تبر تا که بخواهی خورده ام
عشق من اره ی تن تیز تری هم داری

تند و کندی همه ی مسئله این است فقط
خنجرت کند و عجولی که رگی باز کنی

مثل پایان غم انگیزترین کرم جهان
سعی داری که پس از مرگ خود اغاز کنی

مثل گاوی که زمین خورد خودم را خوردم
تو در اندیشه آن پیله به خود چسبیدی

قصه از کوه به این گاو رسیده تو بگو
غیر پروانه شدن خواب چه چیزی دیدی

پای در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد
قد پاهای خودت کفش به پا کن گل من

فکر هم زیستی با من بیگانه نباش
جا برای خود من باز نکرد آغل من

نره گاوی که در اندیشه ی نشخوار خود است
پای بشقاب هزاران زن هندو خوابید

گاو کف کرده_و خرناس کش قصه شدم
تا دهان و شکمی هست مرا در یابید

شقه هایم سر میخ است به آتش بکشید
زیر خاکستر این شعر کبابش بکنید

این بتی را که به دستان خودم ساخته ام
مفصل از هم به درآرید و خرابش بکنید

زیر خاکستر این شعر کبابم بکنید
مابقی را بگذارید که سگها ببرند

مردهایی که به دل  حسرت دختر دارند
شاخ ها را بفروشند و عروسک بخرند

نره گاوی که منم پای خودم مسلخ من
گوشه ی لیز همین ذهن زمین خواهم خورد

ترسم این است اگر جبر به ماندن باشد
مرگ بی حوصله از یاد مرا خواهد برد

ترسم این بود همان بر سر شعرم آمد
سینه ی کوه و تن باغ خیابان شده بود

کوه و حیوان و درختان همه خاموش شدند
وقت سوسو زدن حضرت انسان شده بود

قدسیان بر سر هم صحبتی ام چانه زدند
بوسه بر قامت این نوبر بیگانه زده اند

ریسه از تاک کشیدند و به کاشانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
گم شدم پرت شدم تار تنیدم به سکوت

تشنه کف کرده_و تف دیده در عمق برهوت
ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت

ساکنان حرم سترو عفاف ملکوت
با من راه نشین باده ی مستانه زدند

من بد آورده دنیای پر از بیم و امید
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید

سیب ممنوعه به چنگ آمد و دستانت چید
آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه ی کار به نام منه دیووانه زدند
وقت لب بستن خود هم همه را عذر بنه

سگ که با گرگ بجوشد رمه را عذر بده
حق و ناحق شدن محکمه را عذر بنه

جنگ هفتاد و دو  ملت  همه را عذر بنه
چون ندیده اند حقیقت ره افسانه زدند

آخ اگر زودتر از من به زمین می افتاد
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد

دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
شکر آنرا که میان من او صلح افتاد

حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
گرچه خوب است که با شعله بپیوندد شمع

بی حضور نفس نور نمی گندد شمع
پای دل را به دلی سوخته می بندد شمع

آتش آن نیست که از شعله ی آن خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

من سوالم پر پرسیدن و بی هیچ جواب
مرده شور شب و روز من و این حال خراب

دل به دریاچه ی حافظ زدم از ترس سراب
کس چو حافظ  نکشید از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
مثل من چشم به قلاب جهانت داری

ماهی کوچک گندیده دریاچه ی شور
مثل من منتظر تلخ ترین ثانیه ای

جغد ویرانه نشین بوف زمین خورده ی کور
گرچه دستان تو سیب از وسط خاطره چید

گرچه از خون خودم خوردی و فتحم کردی
شانه بر شاخ کشیدی و شکستم دادی

هر بلایی که دلت خواست سرم آوردی
گرچه داغم زده ای باز زنیت داری

پرچم عشق همین گوشه ی پیراهن توست
من که آبستن دنیای پر از تشویشم
*
خوش به حال تو که آسودگی آبستن توست
♪♪♪♪♪♪


علیرضا آذر

 

دکلمه آثر انگشت ،علیرضا آذر


اثر انگشت 
شعر و دکلمه : علیرضا آذر
موزیک : میلاد بابایی
تنظیم : میلاد بابایی علی تیرداد
مدیر تولید : محمد رضا نیکفر
با سپاس از استاد محسن صمدی
طراح کاور : سیروان مهدوی
استودیو حافظ شرق

دکلمه اثر انگشت : بشنوید و دانلود کنید

 


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : دکلمه : اثر انگشت ،علیرضا آذر, | بازديد : 1320

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 مرداد 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 


 عادت


اگر چه نمیخوام غمه چهرتو اگر چه نمیخوام مجبور شی
ولی جایه خالیت منو میکشه من عادت ندارم ازم دور شی

من عادت ندارم تحمل کنم تو چشمه غریبه گرفتار شی
یه جا غیر از این قلب خوابت بره تو قلبه یکی دیگه بیدار شی

نمیتونم این خالیو پر کنم نمیتونم از چشم تو بگذرم
تو از فصل پاییز زیباتری من از فصل پاییز تنهاترم

تو آتیشه بی رحمه این زندگی نشستم به جایه دوتامون گلم
تبر قصد جون تو هم کرده بود شکستم به جایه دوتامون گلم

اگر چه بهار از نگاهت پره جهان با تو زیباتره عشقه من
به فکر شبایه پر از برف باش زمستونو یادت نره عشقه من

پریشون تر از من تو این شهر بیا و بمونو بشینو بخند
من از جاده های خطر رد شدم درارو رو به خیابون ببند

تو هم مثله من مات این جاده ای تو هم حالو روزت یکم نا خوشه
من از این همه فاصله خسته ام غم دوریه تو منو میکشه

نمیتونم این خالیو پر کنم نمیتونم از چشم تو بگذرم
تو از فصل پاییز زیباتری من از فصل پاییز تنهاترم

تو آتیشه بی رحمه این زندگی نشستم به جایه دوتامون گلم
تبر قصد جون تو هم کرده بود شکستم به جایه دوتامون گلم

اگر چه بهار از نگاهت پره جهان با تو زیباتره عشقه من
به فکر شبایه پر از برف باش زمستونو یادت نره عشقه من

 

 

علیرضا آذر

عادت : خواننده نوید حکیمی

ترانه سرا : علیرضا آذر

موزیک : میلاد بابایی

 

دیدن و شنیدن این ترانه در ادامه مطلب


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : عادت : خواننده نوید حکیمی , | بازديد : 2114

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد