تبلیغات اینترنتیclose


پیچک ( علیرضا آذر )
پیچک ( علیرضا آذر )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 5 تير 1395 توسط سید مجتبی محمدی

دستان مرا بگیر 

 

دستان مرا بگیر و رد کن ، از پچ پچ کوچه های بن بست
نامت وسط ستایش عشق ، از روز الست بوده و هست
ای پادشه نیاز دستان ، اعجاز طواف ماه و خورشید
سرخ هست هنوز آسمانت ، خونی که به فرق کوفه پاشید
 
بیراهه نمی روم اگر باز چشم تو چراغ راه باشد
ماه تو اگر بتابد ای عشق بگذار شبم سیاه باشد
من من رو به تمام خلق گفتم ای بغض غریب درد مندان
باید که شهید آسمان بود در برزخ حرص و نان دندان
 
باید هیجان رود باشی تا غربت سنگ را بفهمی
باید لب روزه خون بنوشی تا سفره تنگ را بفهمی

ای تاج سر تمام گیتی ای نام بلند اسم اعظم
ای بال رسیدن به لاهوت ، ای چهار قل شکوه زم زم
 
ای کوه تو را به درد پهلو ، ای ابر تو را به چاه سوگند
ای ماه تو را به فرق خونی ، ای قبله تو را به راه سوگند
من بی سر و پا نیازمندم تا دست تو را بگیرمش دست
دستان مرا بگیر و رد کن ، از پچ پچ کوچه های بن بست
من بی سر و پا نیاز مندم تا دست تو را بگیرمش دست
دستان مرا بگیر و رد کن ، از پچ پچ کوچه های بن بست

 

 

علیرضا آذر 

دستان مرا بگیر 
شعر و دکلمه : علیرضا آذر 
آهنگ و صدا : محمد علیزاده 
تنظیم : شهاب اکبری 
گرافیک : امیر علی سلطانی

 

محمد علیزاده

 

دستان مرا بگیر : محمد علیزاده

   

دستان مرا بگیر :تیتراژ برنامه ماه عسل احسان علیخانی ویژه شب های قدر  از اینجا دانلود کنید 

تیتراژ تصویری در ادامه مطلب

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 خرداد 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 

قسمتهایی از دکلمه  اتاق

 

این منم 

چشم وا کردم از تو بنویسم...لای در باز و باد می‌آمد
از مسیری که رفته بودی داشت...موجی از انجماد می‌آمد

مفت هم بوسه‌ام نمی‌ارزد...وای از این عشق‌های دوزاری
هی فرار است و سوی خود رفتن...آخ از این مردهای اجباری

این منم،مردِ تا همین دیروز...مردِ پابندِ آرزوهایت
مردِ یک عمر کودکی کردن...لا به لای بلندِ موهایت

خاطرت هست روزگارم را؟...جایگاهِ مقدسی بودم
وزنِ یک عشق روی دوشم بود...من برای خودم کسی بودم

می‌شد از خود بگیرمت اما...زورِ بازو به دست‌هایم نیست
می‌شد از رفتنت گذشت اما...جان در اندازه‌های پایم نیست

دستم از هر چه هست کوتاه است...از جهان قایقی به گِل دارم
بشنو اِی شاهِ گوش ماهی‌ها...دل اگر نیست،درد و دل دارم

این منم،مردِ تا همین دیروز...مردِ پابندِ آرزوهایت
مردِ یک عمر کودکی کردن...لا به لای بلندِ موهایت

خاطرت هست روزگارم را؟...جایگاهِ مقدسی بودم
وزنِ یک عشق روی دوشم بود...من برای خودم کسی بودم


علیرضا آذر 

 

 

برای دانلود و شنیدن ترانه لطفا اینجا کلیک کنید



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : ترانه : این منم ،شاهین زمانی, | بازديد : 288

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 خرداد 1395 توسط سید مجتبی محمدی

 


ابر پشته پنجره گریه و زاری بکن 
شبه بارونیه من آبرو داری بکن

با غمو سوزوندنو آسمون کاری بکن

داره آتیش میزنه این هوای تشنگی 
اینجوری خیلی بده غصه داره زندگی

داری پر پر میزنی بوسه ی آخریه 
میخوام آروم بمونی خنده هات سر سریه

چشم به راه نوری و روزا خاکستریه

روز خاکستری و شبه بی ستارگی 
اینجوری خیلی بده غصه داره زندگی

تویه کافه ی شلوغ رو به روت نشستنو
 دلتو سوزوندنو دلتو شکستنو

دوست داری داد بکشی دستو پاتو بستنو

دوست داری چیزی بگی نتونی چیزی بگی
اینجوری خیلی بده غصه داره زندگی

هر جوری نگاه کنی زیر پا باشی و بعد
دست رو زانوت بذاری نتونی پاشی و بعد

بینه هر چی آدمه تکو تنها شی و بعد 
هفته ها بیان برن غرقه بی حوصلگی

پرسه تو گذشته ها نامه ی یواشکی 
دله خوش بغل بغل پچ پچایه الکی

حسه مردونگی تو خونه عروسکی
شباتو پر کنی از خاطراته بچگی

هفته ها بیان برن غرقه بی حوصلگی 
اینجوری خیلی بده غصه داره زندگی

ابر پشته پنجره گریه و زاری بکن 
شبه بارونیه من آبرو داری بکن

با غمو سوزوندنو آسمون کاری بکن


علیرضا آذر 

 

 

 

برای دانلود و شنیدن ترانه لطفا اینجا کلیک کنید 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 خرداد 1395 توسط سید مجتبی محمدی


اونی که گلوی عشقو با غضب نشونه میره 
اونی که صدای ظلمش خواب مردمو بگیره 

اونی که تو قامت شب خورشیدو اسیر کرده 
اونقدر پرنده کشته آسمونو پیر کرده 

اونی که تو اوج مستی زده آینه رو شکسته
خونشو به باد داده جاده رو به گوله بسته 

ما به فکر عشق بودیم سر عهدمون نشستیم 
توی جنگ نا برابر ما که قداره نبستیم 
*
عقده های سالهاشو دونه دونه قاب کرده 
راه برگشتو ندیده خودشو خراب کرده 
*
با حراس کعبه عشق شاخ شیطونو خریده 
سر سپرده خیانت زندگی رو سر بریده 

چه جوری دووم بیارم که بسازم و بسوزم 
آخه از پا نمی شینه بچه می کشه هنوزم 

زجه های بی کسی رو وسط جنایت و دود 
کسی که شنیدو رد شد دشمن شما یک بود
*
عقده های سالهاشو دونه دونه قاب کرده 
راه برگشتو ندیده خودشو خراب کرده 

 

علیرضا آذر 

 

 

 

برای دانلود و شنیدن این ترانه لطفا اینجا کلیک کنید 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ جمعه 17 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی


باز آ...

ترانه : علیرضا آذر
ملودی
: میلاد بابایی
تنظیم: فرشاد فارسی
میکس مسترینگ: علی تیرداد
مدیر تولید: محمدرضا نیکفر

به در خواست خواننده اثر میلاد بابایی از دو لینک زیر برای دانلود استفاده کنید 

https://www.bia2.com/music/51172

http://https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Milad-Babaei-BazA

در صورت عدم موفقیت دانلود، از اینجادانلود کنید 

 

 

بازا

نه فقط عاشق دیروز سیاهت هستم
که من از روز عزل چشم به راهت هستم
این قفس گرچه مرا لحظه ای انکار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکاری نکرد
هرچه آمد به سرم از تپش نام تو بود
طرح افکار من از لهجه ی اندام تو بود
چشم تو داغ ترین برکه ی این آبادیست
توی چشمان تو حبسم اگر آزادیست

باز آ باز آ سر عشق قدیم
تنها عشقم از قدیم و ندیم
باز آ باز آ سر عشق قدیم
تنها عشقم از قدیم و ندیم

سرپا باش و جهان را به جهان وا بگذار
رو به خود باش و زمین را تک و تنها بگذار
سر دستان حقیقت به دل عرش بزن
دل بی پناه را از هوس کوچه بکن
درِ این خانه فقط رو به زمستان باز است
خطری هست اگر از قفس و پرواز است
پشت این میله مگر مرگ خلاصم بکند
چشم تو کاری اگر محض هراسم بکند

باز آ باز آ سر عشق قدیم
تنها عشقم از قدیم و ندیم
باز آ باز آ سر عشق قدیم
تنها عشقم از قدیم و ندیم

 

 

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت


نوشته شده در تاريخ شنبه 11 ارديبهشت 1395 توسط سید مجتبی محمدی

دانلود دکلمه نانحس از اینجا دانلود کنید

علیرضا آذر و میلاد بابایی - نانَحس
منتشر شد...
موزیک و ملودی: میلاد بابایی
تنظیم: علی تیرداد و میلاد بابایی
میکس مستر: علی تیرداد
مدیرتولید: محمدرضا نیکفر
ضبط: استودیو حافظ شرق
با تشکر از: محمد رشیدیان و نیما جعفری عزیز

کی بیشتر از این زندگی خسته است  
کی خسته و کمرنگ و دلگیره

هر کی به امید نبودن موند 
 تو ابتدای جاده میمیره

من می شناسم بوی موهاتو 
 من مسخ این جو گندمی بودم

بازم بگو خانومِ فرمانده  
من قتل عام چندمی بودم؟

چشم و امید من، نبودِ من 
 بودن به سبک آدمی مُرده 

بودن به شکل تو، به شکل من  
سرخوردگی های دو سر خورده
**

وقتی خودت در خود گرفتاری 
هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ
دلخوش نکن، این متن چیزی نیست  
این شعرِ بی تصویر یعنی هیچ

بعد از تو تصویری نمانده تا  
شاعر خیالی نو در اندازد
تنها به فکر مرگ، وامانده است  
تا خون بهایت را بپردازد
بنشین غروبِ شعر از اینجاست  
از کفش های پشتِ در مانده

از مادری هایِ تو با طفلی  
کَز قبلِ بودن بی پدر مانده

سیاره ای خاموش و متروکم  
در من حضوری گنگ مشهود است
این سنگِ سردِ کُنجِ منظومه  
قبلا زمینِ زندگی بوده است
این تکه سنگِ آسمان جُل را  
بردار و ها کن جان نو گیرد
در من دو جرعه زندگی مانده  
آن هم نجنبی زود میمیرد

حالا کجا با این همه تندی؟  
من هر چه کردم با خودم کردم
جانِ علی امروز با من باش 
 بنشین برایت چای دم کردم
می گفتم و می گفتم و گفتم 
نشنیدی و نشنیدم و گم شد
سوزِ دلم در زوزه های شهر 
کُـلــَـت کمی از کُلِ مَردُم شد

من ماندم و تقویمِ تاریکم  
آینده منحوس و تکراری
جسمی گرفتارِ خود آزاری  
در پوششی از دیگر آزاری
تاریخِ از پلکِ تو افتادن  
دست خدا دادم تمامت را
مَن ها تلف کردند عمرت را  
از خود گرفتی انتقامت را

تاریخِ شبها تا ابد رفتن  
تلخابهء تا صبح بیداری
از هر طرف در سینه یِ بن بست 
دوران چِفتِ چار دیواری
دستم به دست دیگرم بود و 
 تنهاتر از مَن ها قَدَم بودم
در فکر تو با ضلعِ سوم شخص  
سرگیجه یِ کُنجِ خودم بودم

باور نمیکردم پس از مُردن  
چَشمم پر از دور و بَرتَ باشد
در خود بخواب و راهیِ خود شو 
 دست خدا زیر سرت باشد

اِبریقِ مستم را شکستی و  
اَبری شدی از مُرده های آب
خیسم شدی از قطره های اشک  
حالی شدم در گوشه محراب
 
ای ابرِ در شلوار کز کرده 
 جا رختیِ خاموشِ بر دیوار
ای ماریای روسی ِدلتنگ  
ای بُهت سنگینِ پس از دیدار
خوابیده ای در آن سر دنیا 
من این سر دنیا پر از دردم
خوفُ و رَجا از خواجه می گیرم  
شیرازِ زخمی را بغل کردم

خون از تن شیراز میریزد  
من مست رُکن آباد و انگورم
حافظ چه خواهد کرد بعد از این 
 فکر درشتی های تیمورم
 با پنجه کاخ از کوه می سازم  
دل داده ام بر هرچه باداباد 
شیرین سَران را دوست تر دارند  
فریاد از این فرهاد کُش فریاد

در ازدحامِ کوچه ی خوشبخت  
می شد فروغت را تحمل کرد
می شد گلستانت شَوَم اما  
پرویز شاپور این وسط گل کرد
در قتل عامی که به پا کردی 
شاید، ولی، اما، اگر مُرده
منصف بمان تو زندگی داری  
ما بین ما کی بیشتر مُرده؟

کی بیشتر از زندگی خسته است  
کی خسته و کمرنگ و دلگیره؟
هر کی به امید نبودن موند  
تو ابتدایِ جاده میمیره
چشم و امیدِ من نبودِ من 
بودن به سبک آدمی مُرده
بودن به شکل تو، به شکل من  
سَرخوردگی هایِ دو سَر خورده

آشوبِ آشوبم از این پاییز  
رَج می زنم تکلیف دنیامو
من سیزده روزه که آبانم  
برگا قلم کردند پاهامو
فالِ مبارک اونورِ میله ست  
یه مرغِ عشقِ عشقِ شیرازم
قرعه به نامِ فالِ بد افتاد  
گفته سرآخر دستو می بازم

تعبیر تلخی داره این خوابا  
من خواب میدیدم عروسیتو
زیرِ لباسِ تورِ ِتنهاییت  
من خواب دیدم دست بوسیتو
رخت و لباسم عین بدبختیم  
فردا هم عین سگ تماشایی
تو خوابِ دیشب خوابِ فردا بود  
دیگه چه رخت و بخت و فردایی

من میشناسم بوی موهاتو  
من مسخِ این جوگندمی بودم
بازم بگو خانمِ فرمانده  
من قتل عامِ چندمی بودم؟
حالا اگه افتادم از اسبم  
مات از رُخت حیرونِ حیرونم
تا آخرین سرباز می جنگم  
من قول دادم مُرده میمونم

من قول دادم تویِ این وحشت  
هم سنگرِ بازَندگی باشم
تو گیر و دارِ دار و درگیری  
روی تمیز زندگی باشم
 دنیای بعدی روبروی تو  
می جنگم و بازم گلاویزم 
ایندفعه جای نور تو رگهام  
از ماده ی تاریک می ریزم

من اهل دنیای پس از اینم  
مرگ اتفاقِ حتمی مَن هاست
این زندگی با مرگ تکمیله  
آدم نَمیره بیشتر تنهاست
من مانده ام در انجمادی تیز 
 گنجشک هایی بر تنم مُردند
صد ها کنیزِ یوغ بر گردن  
در مطبخِ چِشمم زمین خوردند

حالا که من منحوسِ این شعرم  
حالا که تو در من گرفتاری
حالا که لب های سمرقندت  
افتاده توی زیر سیگاری
من هم به تو بخشیدمت ای عشق 
 ته مانده ی بلخ و بخارا را
از کوه های تو گرفته تا 
آیینه ی مخدوشِ دریا را

عقلم به من، قلبم گرفتارِ 
 تاریخِ روز آشنایی بود
همیشه در من بین عقل و قلب  
انگیزه ی زور آزمایی بود
نحسی از آن جا اتفاق افتاد 
که زاده یِ روزِ بدی بودم
در زیر و روی نبضِ بودن ها
 من خطِ صافِ ممتدی بودم

اما تو نانحسِ جهان بودی  
با تو مبارک بود حتی مرگ
با تو در این سیرِ سقوطِ سخت  
ترسی نمی افزود حتی مرگ
با تو تمامِ قرعه ها خوبند 
 با تو عزیزِ مرغِ آمینم
از چشم تو دنیای تُنگم را  
همسنگِ اقیانوس می بینم

وقتی که قلب زندگی با من  
در خون نشست و غم دهن وا کرد
چشمانمان در هم گره خورد و 
آیینه را آیینه پیدا کرد
یک در کنار پنجره رویید  
زین پس جهان در خانه جا میشد
یا پنجره میرفت سمتِ مرگ  
یا در به روی مرگ وا میشد

از چاله بیرون میزدم تا چاه  
راهِ فرار از خویشتن باشد
ای تف به هرچه دل  
همان بهتر آدم فقط چشم و دهن باشد
بازم دوباره چِشممو بستم  
من خواب میبینم تو رو با اون
دارین قدم هاتونو میشمارین 
 من پشتتون وِیلون و سرگردون

تنهایی یه حَرفِ برای تو 
 اما واسه من کُل دنیامه
تو بال وا کردی از این برزخ  
من روزگارم دورِ پاهامه
دیوونه میشم از شبِ زندون  
از هر طرف دیوار و دیواره
یه معجزه میخوام دنیامو  
از پشت و روی آینه برداره

یه معجزه میخوام بعد از این  
مالِ خودم باشه جهانِ من
این دفعه تو مهمون این بزمی  
با من بنوش از استکان من

یه جرعه از این شوکران بسه  
تا مست دنیای خودت باشی
توو زحمتِ وابستگی هامون  
خانوم و آقای خودت باشی

تو رفتی از آغوشِ این کوچه  
تا رهسپارِ شعرِ فرداشی 
من که نرفتم تا که برگردم 
پشت سرِ کی آب میپاشی 
تن خسته و دلگیر و رنجورم  
راه زیادی باز در پیشه
خسته نمیشم از شب و روزم  
این روز و شب بازم عوض میشه

تاریخِ ما تاریخِ لیلی هاست 
تاریخِ مجنون های ولگرده
چشماتو وا کن تا ببینی باز  
دنیا با دنیامون چیا کرده
توو قلبِ من جای خیانت کو؟  
توو قلبِ تو هرچی که باید مُرد
من خواب دیدم توی این خونه  
سقف بلندمون ترک می خورد

ای مُردِشور نسخه پیچی ها  
لعنت به قرصای فراموشی
اسم همه جز اسم تو اینجاست  
لعنت به لیست تویِ هر گوشی
از سادگی خسته م نمی فهمی؟  
خطی بکش توو دفترِ دنیا
دنیا تو رو رنجوند و راهی کرد  
ای خاکِ عالم توو سرِ دنیا

باید سکوتی تازه تر باشم  
چیزی برای حرف بودن نیست
یک شهر واژه پشتِ در مُرده  
میلی برای در گشودن نیست
هر آنچه باید از تو می گفتم  
گفتم، نوشتم، بُت تراشیدم
هر دختری از خانه ای می رفت  
پشت قدمهاش آب پاشیدم

این ها که گفتم از سکوت است و  
حرف نگاهم روی کاغذ ریخت
در چشم هایم سوز می رفت و  
از گونه ها قندیل می آویخت
چیزی نخواهم گفت باور کن  
گاهی سکوت، آیینه یِ داد است
روزی مرا خواهی شنید از دور  
بغض ابتدایِ تُردِ فریاد است


علیرضا آذر

نا نحس

 

دانلود دکلمه نانحس از اینجا دانلود کنید



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : دکلمه نا نحسن علیرضا آذر, | بازديد : 407

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 اسفند 1394 توسط سید مجتبی محمدی

 

آلبوم مستند میلاد بابایی 

خرید اینترنتی رادیو پدیده  اینجا کلیک کنید 

 

لینک خرید

http://www.radiopadide.com/Album/Milad-Babei-Mostanad


برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : | بازديد : 489

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1394 توسط سید مجتبی محمدی

ترانه : علیرضا آذر 
 ملودی : میلاد بابایی 
 تنظیم : فرزان ماهان 
 میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
تهیه کننده : محمدرضا نیکفر

 

 آشوب 

خیلی وقتا توو دلم آشوب
خیلی وقته من همش غمگینم

توی این شبا هوا سنگینه
تا خود صبح خواب بد می بینم

چرخ زندگی به کام ما نگشت
هر دومون غم زده ی یه ماتمیم

ما جوونی همو سوزوندیم
ما یه عمریه بدهکار همیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

*
تو تظاهر غرور صخره و من
حکایت جهان شیشه ای

من توو فکر رقص نور و آینه م
تو به فکر ضربه ی همیشه ای

من از این سر تو از اون سر
هردو مون نگران یک ریشه ایم

هفته ها پشت سر هم اومدنو
ما در گیر زخمای همیشه ایم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

من از این سر تو از اون سر زمان
خاطرات کهنه رو ورق زدیم

هفته ها پشت سر هم اومدن
ولی یک قدم به سمت هم نیومدیم

 

 

 علیرضا آذر 

 

 

ترانه : علیرضا آذر 
 ملودی : میلاد بابایی 
 تنظیم : فرزان ماهان 
 میکس و مسترینگ : محمد فلاحی
تهیه کننده : محمدرضا نیکفر

 

برای شنیدن و دانلود صوتی ترانه  اینجا کلیک کنید 

برای دیدن کلیپ ترانه آشوب به ادامه مطلب بروید..▼

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : ترانه : آشوب محمد اصفهانی, | بازديد : 514

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد